بیداران

ای نوربخش دیده ی بیداران چاپ ارسال به دوست
نویسنده مهدی رمضانی   
ای سبـز سفره های سپـیـداران            ای نــوربـخـش دیـده ی بـیـداران
میخانه ها به نام تـو می چرخند            بـر سفـره ات تمام غـزل خـواران
ای نـور نـور نـور پــس از تــاریــک           خورشید کوچه های پس از باران
این سوی شـب مـفـارقت رنـدان            آن سـوی شـب مـجـاورت یــاران
ای سـر بـه زیـر مـلک سرافـرازی            مست شراب شعر تو هـشیاران
هان ای نجیـب می روی و ایـنـک           یــادت دریــــغ مـحـفــل دلـــداران
شبهای شعر مرثیه ات بـرپـاست           در پـــرچـــم ســـیـــــاه عـــزادارن

ع ش ق

جملات زیبای دکتر علی شریعتی درباره عشق

 عکس   جملات زیبای دکتر علی شریعتی درباره عشق

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

#####################

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

#####################

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

#####################

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

#####################

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

#####################

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

#####################

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

#####################

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

#####################

عشق بینایی را می گیرد
دوست داشتن بینایی می دهد

#####################

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

#####################

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

#####################

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

#####################

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

#####################

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

#####################

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

#####################

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

#####################

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

#####################

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

#####################

خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که:عشق از زندگی کردن بهتر است.
و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر



منبع:
http://tabrizpay.org

غذای روح

*

*

نخست بخواه٬ آنگاه صبر کن. چندان نخواهد گذشت که پاسخ خواهد آمد .
مثل این همه مردم نباش که حتی پیش از آنکه بیازمایند٬ دست می کشند.
قلبا متقاعد باش که کامیاب خواهی شد٬ تا کامیاب شوی.
جایی برای شک و تردید نگذار.

طاهره قرةالعین

طاهره قرةالعین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از طاهره قره‌العین)
پرش به: ناوبری, جستجو
طاهره قرةالعین
زرین‌تاج قزوینی
طاهره بَرَغانی

طرحی از چهره طاهره قُرةالعَین. هیچ تصویری از طاهره در زمان حیات وی گرفته و یا نقاشی نشده‌است. بنابراین تمامی تصاویر موجود طرحی خیالی از وی است.[۱]
زادروز ۱۲۲۸ (قمری)
۱۸۲۳ (میلادی)

قزوین
درگذشت ۱ ذی‌القعده ۱۲۶۸ (قمری)
۲۵ دی ۱۲۳۰ خورشیدی
۱۸۵۰ (میلادی)
باغ ایلخانی, تهران
علت مرگ خفگی
کشف‌شدن جسد چاهی در باغ ایلخانی
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر ملقب به زکیه
مکنی به ام‌السلمه
شناخته‌شده برای شاعر و دین‌شناس بانفوذ کیش بابی در ایران
اتهام‌ها بابیگری
همسر ملا محمد برغانی
والدین «آمنه خانم قزوینی»


زرین‌تاج برغانی قزوینی (فاطمه یا ام‌السلمه) مشهور به طاهره و قُرةالعَین (زادهٔ ۱۲۲۸ تا ۱۲۳۳ قمری در قزوین - درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری برابر با ۱۸۵۲ میلادی در تهران) شاعره و دین‌شناس بانفوذ کیش بابی در ایران بود. پدر و مادرش مجتهد و مسلمان بودند. وی همانند یکی از عموهایش ابتدا به شیخیه گرایش پیداکرد و برای مدتی رهبری شیخیه در کربلا را به دست گرفت. منابع اسلامی کشته شدن عموی بزرگش شهید ثالث را به دستور وی می‌دانند. او سرانجام به همین اتهام بازداشت و به جرم قتل و ارتداد در تهران کشته شد.

با علنی شدن دعوت سید علی‌محمد باب مبنی بر واسطه موعود بودن، طاهره به وی گروید و بدون آنکه موفق شود تا پایان عمر او را از نزدیک ببیند، در زمره نزدیک‌ترین یاران او درآمد. او نخستین زن بابی بود که روبنده از صورت برگرفت و اعلام نمود که با آمدن آئین باب، احکام اسلام ملغی شده‌است. از طاهره اشعاری باقی مانده‌است.

ادامه نوشته

به بهانه شب «يلدا» و آغاز زمستان؛در محرم

فصل سردي مي‌آيد كه «بهار» مؤمن است

خبرگزاري فارس: رئيس مذهب حقه جعفري مي‌فرمايد: «زمستان بهار مؤمن است. چون شب‌هايش طولاني است كه براي عبادت نيمه شب از آن كمك مي‌گيرد و روزهايش كوتاه است كه براي روزه گرفتن از آن ياري مي‌جويد.»

فصل سردي مي‌آيد كه «بهار» مؤمن است

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، قرآن، مؤمنان را به تفكر در چرخش زمين و ستارگان سفارش مي‌كند كه در پي آن تغييرات فصلي حاصل مي‌شود و بي‌دليل نيست كه با هر تحول و انقلاب طبيعت، مسلمان در فلسفه اين تحولات به تفكر مي‌رود و البته از آنجا كه مؤمن در هيچ امري حتي در صرف زمان اسراف نمي‌كند، نوع تفكرش را با مدد از آنچه از اولياي الهي رسيده؛ سمت و سو مي‌بخشد و در تعقل در رسيدن فصل زمستان، با اشاره به احاديثي كه از پيامبر گرامي اسلام (ص)، امام جعفر صادق (ع) و امام هادي (ع) به او رسيده، آن را بهاري براي خودش مي‌پندارد.
«زمستان، بهار مؤمن است» اين حديث كه از زبان ائمه معصومين (ع) و گاه به نقل از پيامبر (ص) بيان شده است، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مي‌كند كه اولاً؛ هرچه از خداي تعالي به بنده‌اش مي‌رسد، نعمتي است بزرگ كه شكر آن واجب است و هديه بزرگ زمستان به بندگان شكرگزار، شب‌هاي طولاني آن است كه فرصت عاشقي و دلدادگي را به او مي‌بخشد.
روزهاي كوتاه و شب‌هاي بلند، خاصيت زمستان است و بهره بردن از فرصت‌هاي پيش‌آمده براي ذكر و عاشقي، خاصيت مؤمن است كه در شب‌هاي زمستان، با آن آرامش ذاتي و سكوت معنادار شب‌هايش كه در آن تنها ذكر باد را و نجواي شبانه برگ‌هاي درختان ايستاده را پراكنده مي‌كند، فضاي عرفاني مناسبي را در اختيار عشاق و اشك‌ريزان شب‌ها مي‌دهد.
درباره فرصتي كه زمستان به آدمي مي‌دهد تا در آن به تزكيه نفس برسد را زياد بيان كرده‌اند. مانند معلم اخلاق و مرد تهذيب مرحوم آيت‌آلله مشكيني كه روايت «زمستان بهار مؤمن است» را در كتاب «نصايح» نقل مي‌كند و در توضيحش مي‌نويسد؛ «چون زمستان شب‌هاي طولاني دارد، مؤمن مي‌تواند به اندازه كافي استراحت كند و در فرصت مناسب نماز شب بخواند.»
اين نگاه عارفي بزرگ است به شب در فصل زمستان كه در آن فرصت براي عشق بازي مهياست و البته اگر عاشق، به دنبال بهانه‌هاي بيشتري باشد، چه خوب كه روزهاي كوتاه اين ماه را روزه بگيرد كه در اين حال «هم فال است و هم تماشا».
البته اين برداشتي است كه از رئيس مذهب حقه جعفري، امام صادق (ع) رسيده است؛ آنجا كه مي‌فرمايد: «زمستان بهار مؤمن است. چون شب‌هايش طولاني است كه براي عبادت نيمه شب از آن كمك مي‌گيرد و روزهايش كوتاه است كه براي روزه گرفتن از آن ياري مي‌جويد.» (أمالي الصدوق، ص237)
يلدا هم بهانه و دروازه ورود به زمستان است كه در آن رسوم سنتي و آييني ايرانيان، فرصت را براي خشنودي خالق پديد مي‌آورد.
استفاده از نعماتي كه مخصوص اين ايام از سال هستند و حس تشكري كه از آفريدگار در دل ايجاد مي‌كند، حسنات خداي مهربان‌ترين را به سمت بندگان سرازير مي‌كند.
حضور در جمع بستگان و ديدار با اعضاي خانواده كه نمود بارز «صله رحم» اين سنت پسنديده اسلامي است و البته نزد ايرانيان از هزاران سال پيش مورد اهميت قرار داشت، پيش خدا، عبادت محسوب مي‌شود و چه بسيار دل‌هاي مؤمناني كه در اين شب شاد مي‌شوند و به گفته صاحب دين، محمد مصطفي (ص)، «شاد كردن دل مؤمن از بالاترين عبادت‌هاست.»
اميد آنكه خداي تعالي ما را در شناخت راه اصلي، ياري رساند و ما را جزو هدايت‌يافتگان بشمارد، و زمستان را همچون بهار و تابستان و پاييزمان، زماني براي رستگاري ما قرار دهد، و با هر تغيير و تحول در فصول سال، قوه انديشه و تعقل را در ما قدرت بخشد تا بيش از هميشه به قدرتش پي ببريم و عبادتش كنيم.

پزشكی و ادبیات

پیش فرض پزشكی و ادبیات؛ مرهم زخم مردم

Click the image to open in full size.
هر سال، 27 مهر بهانه‌ای می‌شود تا زندگی شهریار یا شعر و ادب فارسی بار دیگر مورد توجه و كنكاش قرار بگیرد كه این بار با توجه به ارتباط این شاعر با رشته طب، برآن شدیم.....
روز بزرگداشت شهریار، كارشناسان از نقش و تاثیر پزشكان شاعر در ادبیات معاصر ایران می‌گویند
امروز (27 مهر‌)، مصادف با بزرگداشت محمد حسین شهریار و روز شعر و ادب فارسی است. شهریار كه به هر دو زبان فارسی و تركی، اشعار بسیاری سروده و در قله ادبیات ایران زمین ایستاده، مثل بسیاری دیگر از اهالی ادب و هنر، زندگی پر فراز و نشیبی داشته است.

عشق پر شور دوران جوانی و رها كردن رشته پزشكی و بازگشت به موطن اصلی، بخشی مهمی از زندگی این شاعر را رقم زده است.
هر سال، 27 مهر بهانه‌ای می‌شود تا زندگی شهریار یا شعر و ادب فارسی بار دیگر مورد توجه و كنكاش قرار بگیرد كه این بار با توجه به ارتباط این شاعر با رشته طب، برآن شدیم تا نگاهی بیندازیم به پیوند ادبیات و پزشكی در دوران معاصر.

ادامه نوشته

ضرب المثل

خیاط هم در کوزه افتاد
در روزگار قدیم در شهر ری خیاطی بود که دکانش سر راه گورستان بود . وقتی کسی میمرد و او را به گورستان می بردند از جلوی دکان خیاط می گذشتند .
یک روز خیاط فکر کرد که هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت کوزه ای به دیوار آویزان کرد و یک مشت سنگ ریزه پهلوی آن گذاشت .
هر وقت از جلوی دکانش جنازه ای را به گورستان می بردند یک سنگ داخل کوزه می انداخت و آخر ماه کوزه را خالی می کرد و سنگها را می شمرد .
کم کم بقیه دوستانش این موضوع را فهمیدند و برایشان یک سرگرمی شده بود و هر وقت خیاط را می دیدند از او می پرسیدند چه خبر ؟ خیاط می گفت امروزسه نفر تو کوزه افتادند .
روزها گذشت و خیاط هم مرد . یک روز مردی که از فوت خیاط اطلاعی نداشت به دکان او رفت و مغازه را بسته یافت . ازهمسایگان پرسید : خیاط کجاست ؟
همسایه به او گفت : ‌خیاط هم در کوزه افتاد .
و این حرف ضرب المثل شده و وقتی کسی به یک بلائی دچار می شود که پیش از آن درباره حرف می زده ، می گویند :” خیاط در کوزه افتاد ” .

بابا انار نداره

بابا انار نداره

بابا انار نداره

یغما گلرویی

 


کاش یکی بود ،یکی نبود اول قصه ها نبود
 اون که تو قصه مونده بود ، از اون یکی جدا نبود

ماه پیشونی رها بود از طلسم دیوای سیاه
 پلنگ عاشق می پرید تا لب شیروونی ماه

سیاوش شاهنامه رو کاش کسی گردن نمی زد
کاش کسی توی قصه ها از عاشقی تن نمی زد


تقویم باغچه ی ما برگ بهار نداره
جاده ی قصه هامون عطر سوار نداره 
 

شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتی تو دفتر مشق ، بابا انار نداره

کاش توی قصه های شب برق ستاره کم نبود
تو قصه ی جن و پری دلهره دم به دم نبود

مادربزرگ قصه هاش رو بالای طاقچه جا می ذاشت
یه عاشق تازه نفس تو شهر قصه پا می ذاشت

قصه های قدیمی رو یه جور تازه می نوشت
آدم و حوا رو می برد دوباره می ذاشت تو بهشت 
 

اما تا اون بیاد باید با بی کسی سر بکنیم
ترانه های کهنه رو دوباره از بر بکنیم

تقویم باغچه ی ما برگ بهار نداره
جاده ی قصه هامون عطر سوار نداره

شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتی تو دفتر مشق ، بابا انار نداره

جبهه ی عاشورا

عاشورا

مختصات جبهه جنگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع):

۱- نام عملیات:هیهات منه ذله                               ۲-سال عملیات:۶۱ هجری

۳-ماه عملیات:محرم الحرام                                    ۴-روز عملیات:جمعه دهم محرم

۵-نوع عملیات:جهاد ابتدایی                                   ۶-استراتژی حرکت و حمله:افشاء چهره ی نفاق

۷-موضع جنگی:دفاع                                             ۸-طول جبهه ی دفاعی:۱۸۰متر

۹-طول محور عملیات:۳۶۰ متر                                ۱۰-فاصله ی خیمه ها:۲متر

۱۱-تعداد خیمه ها: ۶۰ عدد                                    ۱۲-ترکیب کیفیت نیرو:بنی هاشم و یاران

۱۳-وضعیت روحی و روانی:عاشقانی حفاظت پیشه    ۱۴-تعداد سواره نظام :۳۲نفر

۱۵-تعداد پیاده نظام:۴۰نفر                                      ۱۶-فرماندهی کل قوا:سید الشهداء

۱۷-تعداد کل نیرو های رزمی:۷۲نفر                           ۱۸-پرچم دار لشگر:ابوالفضل العباس(ع)

۱۹-فرمانده ی سمت راست:رهیر بن قین                  ۲۰-فرمانده ی سمت چپ:حبیب بن مظاهر

۲۱-وضعیت تدارکات:محاصره ی کامل                        ۲۲-وضعیت تجهیزات:کمبود شدید

۲۳-وضعیت آب و آذوقه:محاصره(تشنگی و گرسنگی)   ۲۴-موقعیت جغرافیایی:قتلگاه

۲۵-زمان و ساعت شروع حمله:۸صبح                      ۲۶-رمز عملیات:لا حول ولا قوه الا با الله

۲۷-نوع آرایش جنگی:ساعتی-مثلثی-نعلی              ۲۸-طول مدت عملیات:۸ساعت

۲۹-تعداد بر هم زدن آرایش دشمن:در سه مرحله       ۳۰-پایان عملیات:غروب همان روز

خدایا

بیا پشت آن پنجره
خدایا ! دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم
***
خدایا ! بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا،پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
***
خدایا! کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سردر آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
***
خدایا! کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد
***
خدایا! دلم را
که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته

شبی می فرستم برایت